Lilypie Kids Birthday tickers
یادگیری دستور زبان انگلیسی
۱۶ دی ۱۳۹۴ @ ۲:۰۴ ق.ظ توسط مامانش

یاسمین سه ماه کامل اینجا مهدکودک رفته. تو این مدت کاری که ما کردیم این بوده که هر شب قبل از خواب براش دو یا سه کتاب انگلیسی خوندیم. معمولا موقع خوندن من همه چیز رو براش معنی نمی کنم. ترجیحا توی هر قسمت دو سه کلمه مهم رو معنی اش رو می گم. یعد از چهار/پنج بار خوندن کتاب می تونه بیشتر جمله ها رو موقع خوندن کامل کنه. بعضی وقتها یه سری چیزا رو اشتباه می گه. ولی وقتی چند بار بهش درستش رو می گم یادش می مونه و دیگه از اون به بعد درست می گه. تنها چیزی که شاید بیشتر از ده بار اصلاحش کردم اینه:

توی یکی از کتابها صفحه آخرش می گه:

Home Time! Look who’s come? Can You see goat’s mom?

یاسمین بدون استثنا هر بار می گه: Can you see mom’s goat? فکر کنم دلیلش هم اینه که یاد گرفته توی فارسی بگه مامانِ بز. اینجا هم می دونه توین جمله می گه می تونی مامان بز رو ببینی؟ از طرفی می دونه مامان و بز به انگلیسی چی میشه ولی وقتی می خواد جمله بسازه به همون سبک فارسی چمله رو می سازه و من هنوز نتونستم درستش کنم :دی

 


یک نظر
یادگیری زبان جدید · یادگیری زبان دوم
خواهر/برادر (۲)
۱۶ دی ۱۳۹۴ @ ۱:۵۲ ق.ظ توسط مامانش

  1. فردای روزی که یاسمین درخواست خواهر/برادر کرد، داشت عکسهایی که به دیوار اتاقش وصل کردیم رو نگاه می کرد. عکس خودش و سینا رو که دید گفت: من دیگه برادر نمی خوام، سینا هست دیگه. سینا پسرخالمه ولی میشه برادرم باشه. بعد یکم فکر کرد گفت: نه سینا مشهده، پیشم نیست، نمیشه برادرم باشه!
  2. در حال انجام بازی های تخیلی خودش بود. از ته پذیرایی می دوید تا جلوی تلویزیون، خودش رو می انداخت رو فرش و می گفت شیرجه می زنم تو استخر. چند بار که این کارو تکرار کرد گفت: حالا این دفعه با خواهرم می خوایم باهم شیرجه بزنیم. دست خواهرش رو گرفت باهم شیرجه زدن!
  3. داشت یکی یکی اسم خواهر/برادرهای دوست های مهدش رو می گفت: آیزک برادر نولن، جوجو خواهر لوسیا و … رسید به مینا. گفت مینا خودش خواهره. خواهر برادر نداره. خودم صبح ها میاد مهد می بینم خواهره. مثل من که خواهرم! براش توضیح دادم که آره شما و مینا هم اگه یه روزی خواهر یا برادر داشته باشین، میشین خواهر اون:)

یک نظر
خواهرانه ها! · عذاب وجدان