Lilypie Kids Birthday tickers
اولین بوس
باباش | ۱۰ تیر ۱۳۹۲ @ ۲:۲۶ ب.ظ

پریشب، آزاده داشت به یاسمین شیر می‌داد و من هم که وقتی خونه باشم، طبق معمول باید کنار یاسمین دراز بکشم تا خوابش ببره. یاسمین هم طبق معمول هی برمی‌گشت به من نگاه می‌کرد و لبخند می‌زد و یه کم بی‌حرکت می‌موند و دوباره می‌چرخید سمت آزاده و شیر می‌خورد. یه بار که برگشته بود و با لبخند به من نگاه مهربونانه می‌کرد، یهو بلند شد و دهنش رو چسبوند روی صورت من و سه بار منو بوس کرد. چیزی نمونده بود از حال برم. حس می‌کردم الانه که قلبم منفجر بشه.

اتفاقات · احساسات · حرکات شیرین · غیرمنتظره ها · پدرانه ها

۶ نظر

  1. Sara گفته:

    ۱۲ تیر ۱۳۹۲ در ساعت ۱۲:۵۷ ق.ظ

    Azizam, akheysh.
    khoda shoma ro vase ham negahdare

    حمید: قربونت :* شماها هم همینطور 😀

  2. گلناز گفته:

    ۱۲ تیر ۱۳۹۲ در ساعت ۵:۳۹ ق.ظ

    الهی :X
    خیلی مامان بابای باحالی هستین! 🙂

    حمید: خواهش می‌کنم. باحالی از خودتونه 😀

  3. مامانش گفته:

    ۱۲ تیر ۱۳۹۲ در ساعت ۱۱:۴۵ ق.ظ

    دختر بابا! 😀 :*

    حمید: آرههههه

  4. خاله الی گفته:

    ۱۳ تیر ۱۳۹۲ در ساعت ۸:۵۷ ق.ظ

    عزیزم خیلی شیرینه قربونش برم ایشالله همیشه در کنار هم سلامت باشین و از بزرگ کردنش لذت ببرین:-*

    حمید: مرسی :دی ایشالا به زودی دخترخاله یا پسرخاله‌ی جدیدش رو هم ببینه و کنار اون بزرگ بشه :*

  5. موسا گفته:

    ۱۷ تیر ۱۳۹۲ در ساعت ۹:۵۷ ق.ظ

    ایشالا که ریش میش نداشتی که لذت اولین بوس بچه رو بگیری ازش

    حمید: نه اتفاقا. فک کنم ریش نداشتم و بچه لذت برد

  6. آسمان گفته:

    ۲۶ تیر ۱۳۹۲ در ساعت ۱۲:۴۶ ق.ظ

    اگه ریش داشت که یاسمین بوسش نمی‌کرد.

ارسال نظر