Lilypie Kids Birthday tickers
شروع جدی تعامل
مامانش | ۳۱ تیر ۱۳۹۲ @ ۵:۳۷ ب.ظ

یاسمین به نقطه ای رسیده که دیگه می شه باهاش تعامل جدی داشت. می تونی ازش سوال بپرسی و جواب مربوط بشنوی. می تونی ازش بخوای کاری رو انجام بده و ببینی که دقیقا داره اون کار رو می کنه. مثلا بهش بگی یاسمین من دارم می رم توی اتاق، بیا توهم، با هم بریم. اگه سرش گرم چیزی نباشه، یه ذره نگاهت می کنه ببینه واقعا می ری یا نه و بعد دنبالت راه می افته میاد (البته هنوز چهار دست و پا). یا می تونی ازش بخوای چیزهای مختلفی رو که ریخته روی زمین بده بهت که جمعشون کنی و اون هم همکاری کنه و اونا رو یکی یکی بهت بده. دیگه خیلی لازم نیست که با اشاره باهاش حرف بزنی. با شنیدن جملاتت کاملا منظورت رو می فهمه. مثلا تو حموم کافیه بهش بگی یاسمین شالاپ شولوپ کن ، که شروع کنه محکم کوبیدن دستهاش توی آب. در صورتیکه قبلا همزمان با گفتن موضوع، باید براش انجام می دادی که متوجه قضیه بشه. خلاصه اون قدر بزرگ شده که می تونی باهاش یه تعامل واقعی رو داشته باشی.

جیغ هاش به مراتب کمتر از ماه پیش شدن. تو این مدت یاد گرفته خیلی چیزها رو با اشاره بهمون بفهمونه.عکسهای توی کتاب، یا عکسهای خودش و حتی دیگران رو توی هر کدوم از این حالت ها می بینه، حرکت مربوط به اون رو انجام می ده:

  • خواب:  دستش رو می ذاره کنار گوشش و سرش رو یکم خم می کنه،
  • خوردن یا نوشیدن: وقتی چیزی رو برای خوردن می خواد، اول به اون اشاره می کنه و بعد به دهنش، در مورد نوشیدن هم صدای خاص نوشیدن رو در میاره.
  • مسواک: انگشتش رو می کنه توی دهنش و بعضی وقتها افقی حرکت می ده،
  • شستن دست: دستهاش رو به هم می ماله،
  • حموم: بعضی وقتها دستش رو روی سرش می کشه به نشونه شستن سر و بعضی وقتها دستش رو با حرکت شالاپ و شولوپ توی وان تکون می ده.
  • تلفنی یا پشت آیفون صحبت کردن: دستش رو کنار گوشش میذاره و همزمان صدایی مثل الو در می آره.

حرکت خوبی که اخیرا حمید بهش یاد داده اینه که وقتی به جایی می خوره، با دست یکی دو بار می زنه به اون جا و می گه : بَ ، بَ (یعنی بد، بد). همین باعث شده دیگه وقتی به جایی می خوره، حتی خیلی وقتها که تقریبا محکم هم می خوره، گریه نمی کنه. بعضی وقتها هنوز زمین نخورده و تونسته خودش رو نگه داره، ولی باز هم این حرکت رو تکرار می کنه. اوایل که یاد گرفته بود، حتی گاهی خودش سرش رو آروم و به صورت اسلوموشن می زد به جاهای مختلف که بتونه بگه بَ بَ !

به شدت به کارهایی که انجام می دی دقت می کنه و به سرعت تقلید می کنه. تا کاری رو انجام بدی، بلافاصله عینا برات همون رو تکرار می کنه.

کم کم برامون سخنرانی هم می کنه. با لحن صدای مختلف و حتی حالت صورت متفاوت.

خلاصه این دختر تبدیل به یه آدم بزرگی (البته در سایز کوچک) شده که همه چیز رو می فهمه، یاد می گیره و سریع انجام می ده.

تازه های یاسمین · تغییرات · رشد

۳ نظر

  1. باباش گفته:

    ۳۱ تیر ۱۳۹۲ در ساعت ۱۰:۱۸ ب.ظ

    خییییییلی خوبه این قضیه. یعنی آدم حس میکنه که دیگه یاسمین خیلی بزرگ شده.
    جیغ هم که دیگه کمتر میزنه، خیلی خیلی خیلی خوب شده:دی
    آزاده: کم کم صحبت و شریین زبونی شروع یشه بهتر هم میشه 🙂

  2. موسا گفته:

    ۱ مرداد ۱۳۹۲ در ساعت ۱۱:۱۳ ق.ظ

    پس حمید فحش دادن رو با بَ بَ یادش داد. 🙂

    آزاده: نههههه

  3. خاله الی گفته:

    ۲ مرداد ۱۳۹۲ در ساعت ۱۰:۱۲ ق.ظ

    دستشو که روی گوشش میذاره و میگه الو خیلی شیرینه :-*..ب ب رو هم خیلی دوست داشتم:-*

    آزاده: آره حالا باید فیلم ب ب رو هم بفرستیم برات ببینی :*

ارسال نظر