Lilypie Kids Birthday tickers
خواب
مامانش | ۲ آذر ۱۳۹۲ @ ۲:۰۶ ق.ظ

یاسمین خوابیده و ما هنوز بیداریم. یهو با همون چشای بسته با یه غر غر عصبانی، دو سه بار با دستش بالش رو می زنه. به هم نگاه می کنیم، منتظریم بیدار شه و گریه کنه. ولی می بینیم به خواب ادامه می ده. یکم می گذره. یه خنده آروم می کنه. پشت سرش یه خنده بلند. بازم خوابه! بعد پشت سر هم چند تا لبخند. باز به هم نگاه می کنیم و میخندیم. چند دقیقه می گذره، یهو می گه «ددر»، همچنان خواب می بینه!

پ.ن.: نمی دونم چی دید که اون حالت عصبانیش اونقدر سریع تبدیل به خوشحالی شد! احتمالا از چیزی عصبانی شده بوده و ما برای اینکه یادش بره، بردیمش ددر :دی تکنیک پرت کردن حواس بچه

غیرمنتظره ها

۳ نظر

  1. باباش گفته:

    ۲ آذر ۱۳۹۲ در ساعت ۱:۰۸ ب.ظ

    :))) یادم نبود اینو. باحال بود

  2. خاله الی گفته:

    ۵ آذر ۱۳۹۲ در ساعت ۹:۲۷ ق.ظ

    ای نامردا..تو خوابم سر بچه کلاه می ذارین؟؟:دی
    یادمه اون وقتها که سینا کوچولو بود(البته نوزاد مثلا یکی دو ماهه) تو خواب که می خندید یا گریه می کرد برام خیلی جالب بود و سوال بود که چرا می خنده تو خواب.مادر می گفت وقتی تو خواب گریه می کنه فرشته ها میان به خوابش واسه اینکه اذیتش کنن میگن مامانت رفته اونم گریه می کنه بعد چون می بینن ناراحته بهش می گن شوخی کردیم مامانت همین جاست اونم خوشحال میشه و می خنده:)..یادش بخیر

    آزاده: اتفاقا یاسمین هم هنوزهم خیلی وقتا تو خواب گریه می کنه، گریه های شدید با جیغ… یه موفعاش مال دندوناییه که داره در می آره … ولی مثلا چند شب پیش یهو گریه کرد، پاشد نشست و جیغ می زد و می گفت نه نه! 🙁 کلی با حمید فکر کردیم که این مدت چیزی اذیتش نکرده که بخواد خوابش رو ببینه.. جز موقعایی که بیداره و وقتی ما میریم گریه می کنه! اضطراب جدایی 🙁

  3. آسمان گفته:

    ۵ آذر ۱۳۹۲ در ساعت ۳:۲۶ ب.ظ

    @الی: پس این افسانه همه جاییه. خدایی این فرشته ها خیلی نامردین. سر به سر بچه این قدری میذارن.

    @آزاده: فرهاد ۳ ماهه که بود یه بار تو خواب گفت “آغون”. مرده بودم از خنده.
    بچه ها تو خواب کلی معصوم ترند. فکر کن حالا این چاشنی ها هم بهش اضافه شه. ترکیب معصومیت و شیطنت چی می شه؟

    آزاده:هر چی می کشیم از این فرشته هاست :دی
    خوابشون هم سوژه ایه واسه خودش 🙂

ارسال نظر