Lilypie Kids Birthday tickers
بخواب!
مامانش | ۲۰ اسفند ۱۳۹۲ @ ۷:۴۴ ب.ظ

یاسمین تو تختش خوابیده. اسکندر و کچل (عروسکهاش) هم تو تختشن. من هم تو تختش دراز کشیدم و خودم رو زدم به خواب که زودتر بخوابه. حمید هم (که به درخواست یاسمین به جمع شبانه قبل از خواب ما اضافه شده) پایین تخت یاسمین دراز کشیده و واقعا خوابش برده.
یاسمین کچل رو گرفته بغلش، می زنه پشتش و بهش مثلا شیر میده و هر چند دقیقه یک بار میگه: مامان خوابیده، بابا خوابیده، استخ (اسکندر) خوابیده، بخواب!
پ.ن.۱: یاسمین سه هفته است شبها تو تخت خودش می خوابه.
پ.ن.۲: هر شب مراسم خواب عروسکهاش رو داریم قبل از خوابش. ملافه یا پتو رو چند بار می کشه روشون طوری که حتی صورتشون هم پوشیده میشه، هر بار می گه شب بخ (شب بخیر)، دوباره ملافه یا پتو رو از روشون می کشه و دوباره از اول.

حرکات شیرین · شیرین زبانی ها

۵ نظر

  1. باباش گفته:

    ۲۱ اسفند ۱۳۹۲ در ساعت ۱۰:۵۶ ق.ظ

    :))) من تو خواب و بیداری شنیدم این حرفاشو. کاش ضبط کرده بودیم صداشو

  2. خاله الی گفته:

    ۲۱ اسفند ۱۳۹۲ در ساعت ۱۱:۱۷ ق.ظ

    الهی قربونش برم من..حالا اسکندر چی می گه این وسط؟اسم دیگه نبود بذارین واسش؟ 😀

    آزاده: اسم عروسکه اسکندره، یعنی تو بازار به اسم اسکندر می شناسنش :دی
    خیلی خنگه! مثلا یه نوزاده با چشم وغ زده و قنداق پیچ شده .. پارچه ایه. حالا بیایم مشهد با خودمون میاریم ببینینش :دی

  3. خاله الی گفته:

    ۲۱ اسفند ۱۳۹۲ در ساعت ۱۱:۱۸ ق.ظ

    خیلی ربطی نداشت البته ولی یه دفعه یاد ” فارغ التحصیلان ” افتادم 😀

    آزاده: :)))) =))) اون که خدا بود

  4. خاله الی گفته:

    ۲۲ اسفند ۱۳۹۲ در ساعت ۱۱:۴۲ ق.ظ

    آهان دیدمش من نمیدونستم اسم اونا اسکندره من جا سوئیچیشو دارم البته اسکندر من دختره سرش پاپیون داره 😀

  5. آسمان گفته:

    ۲۴ اسفند ۱۳۹۲ در ساعت ۱۰:۲۵ ق.ظ

    فرهاد هم یه اسکندر داره که تحویلش نمی گیره.

    بعد از دو ماه درگیری با فرهاد بی خیال خوابیدن تنهایی اش شدم و موکولش کردم به حوالی ۱۸ ماهگی. از سری شکست های پیروزمندانه من 😉

    خیلی خوشحالم که یاسمین یاد گرفته تنهایی بخوابه. واقعا آفرین.

ارسال نظر