Lilypie Kids Birthday tickers
آشنایی با حیوانات
مامانش | ۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ @ ۸:۵۲ ب.ظ

یاسمین (صبح زود): دیشب یه خواب بد دیدم. خواب دیدم روباه می خواد منو بخوره. بعد یکی اومد منو نجات بده. حالا نفهمیدم بابا حمید بود یا سنجاب یا موش خرما.

توضیح: یاسمین از بچگی خیلی در مورد حیوونا نمی دونست. کوچیک که بود به همه پرنده ها می گفت کلاغ، حتی به غاز و اردک! سه چهار ماهی هست که داستان های حیوون محوری که می خونیم بیشتر شدن. تو مدرسه هم کتاب و فیلم زیادی در مورد حیوونا می خونن و می بینن. برای همین نقش حیوونا تو زندگی و خواب هاش پررنگ تر شده. به خصوص حیوون های این منطقه. چند هفته پیش هم موزه طبیعت رفتیم و کلی حیوون رو اونجا دید و در موردشون صحبت کردیم. در مورد اینکه چی می خورن. اونجا یه فیلم سه بعدی دید از شکار حیوون ها. البته فیلمش اصلا برای بچه ها ترسناک نبود و بیشتر سناریوهاش ختم به خیر می شد. ولی کلیت چیزایی که دید و شنید روش تأثیر گذاشت. مثلا وقتی فهمید روباه ها موش ها رو می خورن، ناراحت شد و می گفت من موشها رو خیلی دوست دارم!

 

تغییرات

یک نظر

  1. سمانه گفته:

    ۱۱ تیر ۱۳۹۶ در ساعت ۱۰:۲۵ ب.ظ

    فکر کنم این ترس طبیعی باشه. یعنی به اون پیش زمینه عدم آشنایی با حیوانات شاید ربطی نداشته باشه. پسرک ما هم الان تازه این جریان خورده شدن و شکار رو فهمیده (ببین چقدر سانسور کردیمش) و ترسش هم هست. بابا خود منم نگاه نمی کنم صحنه های شکار رو. ولی خب اون خیالپردازی شون ممکنه دردسر ساز بشه. مثلا یه روز بیاد بگه که پشت در یه خرس نشسته. من پیشنهاد می کنم دنیاش رو فانتزی نگه دارین. با کارتون. خیلی جواب میده.
    چند وقت پیش رفته بودیم پارک ژوراسیک هردوی جوجه ها حسابی از حیوانات و دایناسورها ترسیده بودن. یه مدت دوز کارتون رو بردیم بالا. درست شد همه چی 😀

ارسال نظر